تبليغاتX
دوستانه
خیلی خوش اومدید( چاکر شما صاب خونه )
ای دل
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط سید محمد رضا حسینی  | 

ای دل
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط سید محمد رضا حسینی  | 

ای دل 

دل بردی از من به یغما

ای ترک غارتگر من

چیه دوست من خیال کردی سایت شعره خیال کردی اهل شاعرم خیال

کردی اهل شعرم شاید هم درست خیال کرده باشی ولی این رو بگم که سایت شعر نیست و من نه شاعرم

نه اهل شعر فقط شعر رو دوست دارم شما چطور شما هم دوست دارید که شعر بگویید یا شعر

گوش کنید یا شعر بخونید...

دوستان در پرده می گویم سخن

گفته خواهد شد به دوستان نیز هم

چون سر امد دولت شبهای وصل

بگذرد ایام هجران نیز هم

خب بگذریم یک سال و اندی هست که الان نه من پیش رفقا هستم و نه اونا پیش من...

چند وقتی هست که تو منزل اینترنت دارم ...

چند وقتی هست که تازه دوستان رو توی چت روم می بینم...

با دوستان چت می کنم...

صحبت می کنم...

نقل می کنم و نقل می کنند...

شجریان هم که کنسرتی رو که می خواست توی استرالیا برپا کنه رو لغو کرد...

من هستم و ...

اون ها هستند و ...

من این ور اب

اونا اون ور اب

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به اب

خدا کند که نیاید

گردبادی چنان هایل

بر اندازد

من و قایقم را

می سوزم از فراقت  

اگر

من در فراق تو بودم

من از روز ازل دیوانه بودم

دیوانه ئ روی تو

سر گشته ئ کوی تو

قایقم خواهد  امد

سرزمینی پیداست

پیش خواهم رفت

ساحلی جلوه گرست

نقطه ای به روی شن ها

روشن تر از روزنه ئ خورشید

در کلبه ئ حزن من

چو به ما نگری

غم دل ببری

کز باده نوشین تری

قایقم امد

گردباد هم امد

مرا برد

انگار

به درون

روزنه

نهاد مرا

چو در کلاس درسم

تکانم داد

هول برم داشت

چشمانم را گشود

صدایش را شنیدم

که می گفت:

برخیز برخیز

صبح شده ست

وقت رفتن است

چشمانم را دوباره بستم

ولی دیگر ندیم

ان خواب رویایی

اخر مادرم کار خودش را کرد

داخل نمودنم به رویایی شیرین تر

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط سید محمد رضا حسینی  |